تبليغاتX
××پیچک احساس××

××پیچک احساس××

! ... تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن بگو من تنها شده ام باز

بایه سلام پرنگ ، یه بغل حسرت ، یه تیکه تنهایی ، دو فنجون مکث ، یه دل شکسته و چند تانقطه چین !!! و یک دقیقه سکوت برای آرامش .

گیرم بازم بیام از عاشقی بخونی ... گیرم تا دنیا دنیاست بخوای پیشم بمونی ... !!!

روز غمم نبودی خوشیت با دیگرون بود ... منو به کــــــــــــــــــــی فروختی ؟؟ اون از ما بهترون بود ... ؟؟

می آیی بیا ولی حیف ... حیف دیگه خیلی دیره ... حالا که خاطراتت یکی یکی می میره ... !!!

کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم ...؟

بازم می گم بدونی منم(( خــــــــــــــــــــــــــــدایـــــــــــــــــــــــی )) دارم ... !!!!

برگشتی اما انگار تو باختی توی بازی ... غرورتم شکسته ... به چیت داری می نازی ...؟؟؟

 

بار الها ...

مگذار عشق را در پستوهای روزمرگی فراموش کنیم . بال و پری عطایمان کن ، تا مرزهای دو رویی را از دیار عشق دور کنیم .

خدایا ما را هم خا نه عشق کن ، بگذار تا کمال و جمال عشق بر ما بتا بد .ما را در ذات مقدس خود غرقه ساز تا از ما چیزی نماند الا عشق . آمـــــــین !

+نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت21:55توسط پریا | |